|
ریحانه
عزیز بابا
|
سلام بابایی این عکس را زمانی از من گرفته که سه روز بیشتر نداشتم و چون زردی گرفته بودم زیر نور مهتابی گزاشته بودنم. ولی نمیدونم چرا چشمام را بسته بودن چون خیلی دلم میخواست نور اون را ببینم ولی بابا و مامان تا صبح خواب نرفتن و نمیزاشتن این چشمبند را بردارم بدنم داغ شده بود پوستم هم خیلی خشک شده بود ولی بابا جون ول کن نبود ولی خدایی بعد از دو روز خوب شدم این عکس هم برای یادگاری باشه خدمتتون راستی این اولین عکس من تو وبلاگ بود تو پست بعدی اولین عکس از ساعت اول به دنیا امدنم را میزارم. [ ۱۳٩٠/٩/٥ ] [ ٢:٠٥ ب.ظ ] [ ریحانه ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |